آقای دیوانه

،



فردریش دورنمات در ارتباط با ترک کرن سالن به وسیله‌ی تماشاگران در اجرای نخستین نمایشنامه‌اش «روایت شده است» در 1947: «نخستین نمایشنامه‌ی من سبب جنجال بسیار شد. من اگر هنوز می‌نویسم، دلیل‌اش همین آغاز خوب بود! تماشاگران به جای آنکه دهن‌دره کنند، سوت می‌کشیدند.»





آن که کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد : نظرات
برچسب ها: فردریش دورنمات ، روایت شده است ،


فرار

،



یک‌جورهایی قریب به نیم‌ قرن تاریخ هنر که هیچ، تاریخ جهان را در دو عکس می‌توان یافت. از آن ثبات و صلابت آگوست رودنی که جلوی مخلوق خود، خالق ارنانی و کرامول: ویکتور هوگو در قاب ادوارد اشتایخن نشسته، تا شکار مات آلبرتو جاکومتی و منگنه شدن میان مخلوقاتش در قاب هانری کارتیه برسون. نه تنها سفر از رمانتیسم تا اکسپرسیونیم است، بلکه صدای سخنرانی‌های هیتلر، انتظار استراگون و ولادیمیر، سقوط وال‌استریت، فریادهای خفه‌ی هیروشیما و ناگازاکی را هم می‌توان لابه‌لایش دید و شنید.




آن که کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد : نظرات
برچسب ها: آلبرتو جاکومتی ، هانری کارتیه برسون ، آگوست رودن ، ویکتور هوگو ، ادوارد اشتایخن ،


کاتولیک

،



ری: پدر وِلش یه بار با مشت کوبید تو سر مِیرتین. همین جوری الکی.(مکث) تلویزیون تماشا نمی‌کنی. هان؟

مورین: نه. تنها چیزی که نشون می‌ده این آشغال‌های استرالیاییه.

ری (اندکی شگفت‌زده و مات): آره، منم واسه همین ازش خوشم می‌اد. کی دلش می‌خواد ایرلندو تو تلویزیون ببینه؟

مورین: من.

ری: می خوای ایرلندو ببینی؟ خُب فقط کافیه از پنجره بیرونو نیگا کنی. «این جا یک گاو دارد رد می‌شود» (مکث) حوصله‌ی منو که حسابی سر می‌بره. مدام حوصله‌مو سر می‌بره.

«ملکه‌ی زیبایی لی‌نِین، مارتین مک‌دونا، ترجمه‌ی حمید احیاء»




آن که کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد : نظرات
برچسب ها: مارتین مک دونا ، ملکه‌ی زیبایی لی‌نِین ، حمید احیاء ،


لوک

،



زندانی نه فقط به خاطر لذت شخصی، بلکه به دلیل مسئولیتی که برای خودش قائله، خودش رو موظف می‌دونه، مقررات زندان رو زیر پا بذاره.

 «نمایشنامه ی پلیس، اسلاومیر مروژک؛ عکس: Cool Hand Luck»




آن که کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد : نظرات
برچسب ها: اسلاومیر مروژک ، پلیس ، Coll Hand Luck ،


ویشگون

،



مشاهده‌گر چطور؟ خاموش شد. از ترس بروز شخصیت‌ش در میان عوام متوسط‌الحال به فضیلت خویشتن‌داری، به کنترل و تسلط مدام بر شخصیت روی آورد. به هنگام فروپاشی سنت‌های فئودالی و ورود شخصیت بورژوا به حیطه‌ی عمومی، تماشاچی در مقام شخصی اجتماعی سردرگم می‌شود. نمی‌داند در خیابان یا تئاتر چه طور باید رفتار کند. نتیجه‌ی آن‌که تا آن‌جا که می‌تواند در مقام بیننده یا مشاهده‌گر هیچ کاری نمی‌کند. در تئاتر دیگر نمی‌تواند هو بکشد، هلهله کند یا مداخله کند، فقط آخر بازی دست می‌زند. «تئاتربودگی، ژوزف فرال، ترجمه فرزانه دوستی و محمد طلوعی»




آن که کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد : نظرات
برچسب ها: تئاتربودگی ، ژوزف فرال ، محمد طلوعی ،


آری

،


عبدالرحیم طالبوف (در پاسخ به مردم تبریز برای کاندیداتوری در اولین دوره‌ی مجلس ایران در سال 1285 شمسی): اگر مرا انتخاب کنند سر از قدم نشناخته می‌آیم. اما عقیده‌ی من باز همان است که ایرانی و مجلس حکایت گاو و دهل زن است.

«بررسی ادبیات امروز ایران، دکتر محمد استعلامی»

سفیر انگلیس در سال 1305 گزارش می‌دهد که «مجلس ایران را نمی‌توان جدی گرفت، نمایندگان مجلس، نمایندگان آزاد و مستقلی نیستند و انتخابات مجلس آزادانه برگزار نمی‌شود. هنگامی که شاه طرح یا لایحه‌ای را مدنظر دارد، تصویب می‌شود. زمانی که مخالف است رد می‌شود و هنگامی که بی‌اعتناست بحث‌های فراوانی (درباره طرح یا لایحه مورد نظر) صورت می‌گیرد.

«ایران بین دو انقلاب، یرواند آبراهامیان»




آن که کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد : نظرات
برچسب ها: ایران بین دو انقلاب ، یرواند ابراهمیان ، بررسی ادبیات امروز ایران ، محمد استعلامی ، عبدالرحیم طالبوف ،




تعداد کل صفحات : 127 ... 33 34 35 36 37 38 39 ...