The Last

،


تنها نمی‌روم،

وقتی از تو می‌روم

و جدا می‌شوم

در ساعت دوی شب

در محاصره‌ی لرزش بازوهایت

به دور مردی

که قدم می‌زند

تنها

از میان تو.

«شعر: خوان خلمن، ترجمه محسن عمادی؛ فیلم: گذشته»




آن که کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد : نظرات
برچسب ها: خوان خلمن ، محسن عمادی ، گذشته ،


خیابان

،


آقای كولكوا گفت:

از ابراز احساسات با تكان دست نترسید

در گوشه‌ای از خیابان بایستید

و به مردم بگویید كه بروند گم شوند.

دانه‌های برف را در دست‌هایتان بگیرید

و برقصید

با دانه‌های برف بر سرتان

دستتان

چشمتان

و دهانتان

«شعر: ماگدا بارتوشوا؛ فیلم: جونو»




آن که کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد : نظرات
برچسب ها: ماگدا بارتوشوا ، جونو ،


Vivre sa vie

،


فراموش‌كار شده‌ام

و پیش از این سه چتر گم كرده‌ام،

دو نیم‌تنه

یك جوال

یك دوست

چند استعداد

و اندكی پول.

و گاهی پیدا می‌كنم

صورت‌حسابی

فندقی

و كرمی خاكی در گودالی

و دوست پسری

و چیزهای شفقت‌انگیز دیگری.

«شعر: ماگدا بارتوشوا؛ فیلم: گذران زندگی(1962)»




آن که کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد : نظرات
برچسب ها: گذران زندگی ، ژان لوک گدار ، ماگدا بارتوشوا ، Magda Bartosova ،




تعداد کل صفحات : 244 ... 33 34 35 36 37 38 39 ...