تبلیغات
Alt+F4

مردان بدون زنان

،



Camille Javal: You like all of me? My mouth? My eyes? My nose? And my ears?

Paul Javal: Yes, all of you.

Camille Javal: Then you love me... totally?

Paul Javal: Yes. Totally... tenderly... tragically.

»Contempt, Jean-Luc Godard, 1963«




آن که کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد : نظرات
برچسب ها: Contempt ، Jean-Luc Godard ، ژان لوک گدار ،


تو، تویی که آهنگ اسمت هم ذکر است

،



لارنس: «تابستون چی‌کار می‌کنی؟»

کارین(گرتا گاربو): «منتظر زمستون می‌مونم.»

«Two-Faced Woman, George Cukor,1941»




آن که کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد : نظرات
برچسب ها: Two-Faced Woman ، George Cukor ، گرتا گاربو ،


سُس

،


پیر بوردیو در مقدمه‌ی «تمایز» از قول اروین گافمن نقل می‌کند که: «شیوه‌ی زندگی پاریسی همیشه برای دنیای «انگلوساکسون»، حتی فراتر از حلقه‌ی مُدپرستان و محفل بازان، فرییبنده بوده است، و به این ترتیب نوعی شمولیت و عام‌بودگی پیدا می‌کند.»




آن که کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد : نظرات
برچسب ها: پیر بوردیو ، اروین گافمن ، تمایز ، فرانسه ،


آقای دیوانه

،



فردریش دورنمات در ارتباط با ترک کرن سالن به وسیله‌ی تماشاگران در اجرای نخستین نمایشنامه‌اش «روایت شده است» در 1947: «نخستین نمایشنامه‌ی من سبب جنجال بسیار شد. من اگر هنوز می‌نویسم، دلیل‌اش همین آغاز خوب بود! تماشاگران به جای آنکه دهن‌دره کنند، سوت می‌کشیدند.»





آن که کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد : نظرات
برچسب ها: فردریش دورنمات ، روایت شده است ،


فرار

،



یک‌جورهایی قریب به نیم‌ قرن تاریخ هنر که هیچ، تاریخ جهان را در دو عکس می‌توان یافت. از آن ثبات و صلابت آگوست رودنی که جلوی مخلوق خود، خالق ارنانی و کرامول: ویکتور هوگو در قاب ادوارد اشتایخن نشسته، تا شکار مات آلبرتو جاکومتی و منگنه شدن میان مخلوقاتش در قاب هانری کارتیه برسون. نه تنها سفر از رمانتیسم تا اکسپرسیونیم است، بلکه صدای سخنرانی‌های هیتلر، انتظار استراگون و ولادیمیر، سقوط وال‌استریت، فریادهای خفه‌ی هیروشیما و ناگازاکی را هم می‌توان لابه‌لایش دید و شنید.




آن که کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد : نظرات
برچسب ها: آلبرتو جاکومتی ، هانری کارتیه برسون ، آگوست رودن ، ویکتور هوگو ، ادوارد اشتایخن ،


کاتولیک

،



ری: پدر وِلش یه بار با مشت کوبید تو سر مِیرتین. همین جوری الکی.(مکث) تلویزیون تماشا نمی‌کنی. هان؟

مورین: نه. تنها چیزی که نشون می‌ده این آشغال‌های استرالیاییه.

ری (اندکی شگفت‌زده و مات): آره، منم واسه همین ازش خوشم می‌اد. کی دلش می‌خواد ایرلندو تو تلویزیون ببینه؟

مورین: من.

ری: می خوای ایرلندو ببینی؟ خُب فقط کافیه از پنجره بیرونو نیگا کنی. «این جا یک گاو دارد رد می‌شود» (مکث) حوصله‌ی منو که حسابی سر می‌بره. مدام حوصله‌مو سر می‌بره.

«ملکه‌ی زیبایی لی‌نِین، مارتین مک‌دونا، ترجمه‌ی حمید احیاء»




آن که کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد : نظرات
برچسب ها: مارتین مک دونا ، ملکه‌ی زیبایی لی‌نِین ، حمید احیاء ،




تعداد کل صفحات : 127 ... 33 34 35 36 37 38 39 ...