ماتیلدا:خوب خوابیدی؟
لئون:من هیچ وقت نمی تونم خوب بخوابم،همیشه یه چشم بازه..
ماتیلدا:آهان،یادم نبود..آخه می دونی تا حالا ندیده بودم یه نفر با یه چشم باز اینقدر خُر و پُف کنه

شیلر می گه:«هنر یعنی تطابق کامل آزادی و خیر»،این جمله دقیقاً برام یهنی جان لنون

جلال عزیز، کاغذ اخیرت پدرم را درآورد. عزیزم، چرا اینقدر بی تابی می کنی؟ مگر من به قول شیرازیها گل هُـم هُـم هستم که از دوری ام اینطور عمر عزیز و جوانی خودت را تباه می کنی؟ صبر داشته باش.«نامه های سیمین دانشور و جلال آل احمد»

خیلی ساده:عاشقشونم

این جا میان این خلوت پر از شاخ و برگ منفرد زاده و کیمیایی،صدای فرهاد رو می شنوید؟

-من تام هستم
-از دیدنت خوشحالم،من آتمن(autumn) هستم
«500 day summer»

گاستون(کتاب را ورق می زند):من چجوری می تونم اینو بخونم،اینکه هیچی عکس نداره
بل:خُب بعضی از مردم از تخیلشون استفاده می کنن

کسی می گوید "آری"
به من
به تو ،
و از انتظارِ طولانی شنیدن پاسخِ من
شنیدن پاسخ تو
خسته نمی شود«موسیقی بیات را می شنوید روی واژه واژه های شاملو؟»

الان موندم بگم کدومشون رو بیشتر دوست دارم!

می شینم فکر می کنم،یه روز سر صبح تو مترو نشستم و بعد روزنامه ورق می زنم می بینم نوشته:ژیژیک و لیدی گاگا ازدواج کردن!
آن که کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد : نظرات


آن که کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد : نظرات
I've done my sentence
But committed no crime -
And bad mistakes
I've made a few
I've had my share of sand kicked in my face -
But I've come through
We are the champions - my friends
And we'll keep on fighting - till the end -
We are the champions
We are the champions

So I'm never gonna dance again
The way I danced with you

روزی که داگلاس هنوز ؛ مایکل نبود، کرک بود
روزی که رفت از باد ، روزی که داد بر باد ؛ شهر کلان که روزی، علیآباد باد…

Yesterday, all my troubles seemed so far away
Now it looks as though they're here to stay
Oh, I believe in yesterday.

Knock, knock, knockin' on heaven's door
Knock, knock, knockin' on heaven's door
Knock, knock, knockin' on heaven's door
Knock, knock, knockin' on heaven's door
You are a drop in the rain,
Just a number not a name
You won't see it
You don't believe it
At the end of the day
You are a needle in the hay
You signed and sealed it
And now you gotta deal with it

Another hero, another mindless crime
Behind the curtain, in the pantomime
Hold the line, does anybody want to take it anymore
The show must go on,
The show must go on

بوی عیدی، بوی توپ / بوی کاغذ رنگی / بوی تند ماهی دودی / وسط سفره نو / بوی یاس جانماز ترمه مادربزرگ / با اینا زمستونو سر می کنم

One more cup of coffee for the road,
One more cup of coffee 'fore I go
To the valley below

We are free
We’ll stay free
All they’ve done is make us stronger
The sleeping giant is asleep no longer
If need be
We’ll die free
آن که کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد : نظرات
